سخنان امام سجاد(عليه السلام) در مجلس يزيد

هر چه زمان مى گذرد، شرايط جسمى و روحى اهل بيت (عليه السلام ) دشوارتر مى شود. سختي هاى راه ، سختگيري هاى ماءموران ، شماتت هاى مردم و گذشتن از ميان بازارهاى شلوغ شام ، قرار گرفتن بانوان محجوب اهل بيت در معرض نگاه بيگانگان و اكنون ورود به مجلس جشن يزيد!
اين كه آيا در شام دو مجلس برگزار شده است ، يكى در مسجد جامع دمشق و ديگرى در كاخ يزيد و يا اين كه تمامى رخدادهاى اسف انگيز شام و سخنان حضرت زينب و امام سجاد (عليه السلام ) در يك مجلس اظهار شده ، دلايل قطعى در دست نيست و البته تعيين اين موضوع تاءثير مهمى در اصل بررسى آن حوادث ندارد.
آن چه مورخان درباره ورود اهل بيت (عليه السلام ) به مجلس يزيد نوشته اند، مفصل و جان كاه است . هنگام ورود به مجلس يزيد على بن الحسين (عليه السلام) فرمود:
انشدك الله يا يزيد ما ظنك برسول الله لورا ناعلى هذه الحالة .
يعنى ؛ سوگند به خدا، اى يزيد، چه گمان دارى به رسول خدا اگر ما را بر اين حال مشاهده كند.
امام با كوتاه ترين جمله ها، پيامدارترين مفاهيم را به شنودگان منتقل مى كند. زيرا به او اجازه سخنرانى نخواهند داد. هنوز بسيارى از شاميان او را بدرستى نمى شناسند، تنها نقطه مشترك ميان او و جمع پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) است . آن جمع اگر هيچ چيز از معارف دين و تاريخ گذشته اسلام ندانند، اما نام پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را شنيده اند و _هر چند به شكلى صورى_ به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) علاقمند هستند.
شخص يزيد اجرى براى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) قايل نيست ، چنان كه در شعارش بعدها به آن اشاره كرد. اما مردم ناآگاه شام ، به عنوان خليفه رسول الله به يزيد نگاه مى كنند و براى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) احترام قايلند.
ادامه مطلب
امام على بن الحسین (علیه السلام ) در مدت اقامت خویش در كوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ؛ یك بار روى سخنش با مردم پیمان شكن كوفه بود، و بار دیگر در «دارالاماره» و در برابر عبیدالله بن زیاد.
با توجه به این كه امام سجاد (علیه السلام ) در جمع كاروانیان شهادت ، متمایز از دیگران بود، با ورود آنان به مجلس عبیدالله - والى كوفه - نخستین چیزى كه نظر عبیدالله را جلب كرد وجود مرد جوانى در میان آن كاروان بود.
عبیدالله كه گمان مى كرد در كاروان حسین (علیه السلام ) مردى باقى نمانده و همه آنان به قتل رسیده اند از ماءموران خود درباره امام سجاد (علیه السلام ) توضیح خواست .
كینه و ناپاكى او عمیق عبیدالله به او اجازه نمى داد كه شاهد زنده بودن جوانى از نسل حسین (علیه السلام ) باشد، چنین مى نمود كه تصمیم گرفته است تا على بن الحسین (علیه السلام ) را نیز به شهادت رساند. امام سجاد (علیه السلام ) كه نیت و عزم عبیدالله را دریافته بود، به عبیدالله فرمود: اگر به راستى عزم كشتن مرا دارید، شخص امینى را ماءمور كنید تا از زنان و كودكان سرپرستى كند. عبیدالله با شنیدن این سخن ، از تصمیم خویش منصرف شد و گفت نه : تو خود همراه قافله خواهى بود.(1)
پی نوشت
1- امام سجاد (علیه السلام) جمال نیایش گران، احمد ترابی
امام سجاد (علیه السلام ) در مجلس عبیدالله بن زیاد
سخنان آتشين امام سجاد (عليه السلام ) با كوفيان

رسالت بيدارگرانه امام سجاد (عليه السلام ) چندان دير آغاز نشد. با فاصله اى كوتاه از واقعه کربلا، على رغم همه دردهاى درونى و رنجهاى جسمى ، امام بر سكوى رهبرى ايستاد. از لابلاى توده هاى غم و درد، قد برافراشت و چنان با سخنان برنده اش فضاى تيره اتهام ها و تبليغات مسموم امويان را شكافت كه كورترين چشم ها، درخشش حقيقت را ديدند و سنگترين دل ها، لرزيدند و بر مظلوميت حيسن و خاندانش گريستند و بر آينده خويش بيمناك شدند!
امام على بن الحسين (عليه السلام ) در مدت اقامت خويش در كوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ؛ يك بار روى سخنش با مردم پيمان شكن كوفه بود، و بار ديگر در «دارالاماره» و در برابر عبيدالله بن زياد.
احتجاج آن حضرت با مردم كوفه
قافله حسينى را پس از عاشورا به سوى كوفه آوردند و براى آنان در كنار شهر، خيمه زدند. خاندان حسين(عليه السلام ) را - كه اكنون اسيران حكومت اموى شناخته مى شوند - در آن خيمه ها جا دادند. جارچيان حكومت ، در شهر نفرت و خيانت ، كوفيان را فرا مى خوانند تا از اسيران جنگى خويش ديدار كنند! كوفيان هم ، بى شرمانه آمدند. آمدند براى تماشا! تماشاى بزرگترين ستم تاريخ بر اهل بيت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) ستمى كه كوفيان پايه هاى آن را بنيان نهاده بودند! على بن الحسين (عليه السلام ) از خيمه ها خارج مى شود. حذيم بن شريك اسدى روايت گر آن صحنه مى گويد: على بن الحسين (عليه السلام ) با اشاره از مردم خواست تا قدرى آرام شوند. همه آرام شدند. امام برجاى ايستاد، سخنش را با ستايش پروردگار آغاز كرد و بر پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) درود فرستاد و سپس چنين فرمود:
ادامه مطلب
امام سجاد (علیه السلام ) در محراب عبادت و معنویت

امام سجاد، زین العابدین (علیه السلام )، پیشوایان متقین ، در عصرى كه سفاكان و دین گریزان ، محراب را با خون اولیاى خداگلگون مى ساختند و حقگویان برخاسته از محراب را به جرم سرفرود نیاوردن در برابر غیر خدا، مورد سخت ترین آزارها و نارواترین دشنامها قرار مى دادند و ماءذنه هاى هدایت و مناره هاى دین را ناجوانمردانه به خون تكبیرگویان عزت و دیندارى مى آغشتند، آرى در چنین عصرى از محراب ، ماءذنه اى رفیع ، رفیعتر از همه برجها ساخته بود نجواهاى پنهانیش را رساتر از هر فریاد به گوش غفلت زدگان و راه گم كردگان زمانش و نیز فرزندان آینده اسلام برساند.
امام سجاد (علیه السلام ) چون براى نماز آماده مى شد وضو مى گرفت ، رنگ رخسارش دگرگون مى شد و چون از علت آن مى پرسیدند، پاسخ مى داد:
((آیا مى دانى كه مى خواهم به آستان چه بزرگى راهیابم و در مقابل چه مقامى قرار بگیرم !)).
على بن الحسین (علیه السلام ) چنان در این میدان مى كوشید كه وقتى فاطمه ، دختر امیرالمؤ منین (علیه السلام ) آن تلاش طاقت فرسا و آن عبادت بى وقفه را در فرزند برادرش ، مشاهده كرد، بر سلامتى او بیمناك شد و از جابرین عبدالله یارى خواست تا شاید امام سجاد را از آن همه زحمت و مرارت كه در مسیر عبادت به خویش روا مى داشت باز دارد.
به جابر گفت : تو مى دانى كه ما خاندان رسول خدا، حقوقى بر شما داریم ، از آن جمله این است كه اگر خطرى ما را تهدید كند، شما باید به یارى ما بشتابید. اینك فرزند برادرم از كثرت عبادت خویش را در معرض خطر قرار داده است از او دیدار كن و از وى بخواه تا قدرى به استراحت نیز بیندیشد.
جابر به حضرت امام سجاد (علیه السلام ) رسید، حضرت را در حال عبادت یافت در حالى كه بدن آن گرامى بشدت ضعیف شده بود. جابر نگرانى عمه آن بزرگوار را به ایشان یادآورى كرد و گفت :
اى فرزند رسول خدا! مگر نه این است كه خداوند بهشت را براى شما و دوستان شما قرار داده جهنم را براى دشمنان شما؟ پس تحمل این همه رنج در مسیر عبادت براى چیست ؟
امام سجاد (علیه السلام ) فرمود:
ادامه مطلب
جریان امام سجاد علیه السلام در کربلا
حضرت علی بن الحسین(ع) فرزند سید الشهداء (ع) است که در واقعه کربلا دارای زن و فرزند بود و فرزند آن حضرت یعنی جناب امام محمد باقر (ع) حدود 3 سال سن داشتند. در زمان وقوع حادثه عاشورا به تقدیر خداوند متعال و به خاطر حفظ امامت حضرت زین العابدین چند روزی در بستر بیماری افتادند تا هم وظیفه جهاد از ایشان برداشته شود و هم دشمن ایشان را به قتل نرساند و بعد از واقعه عاشوراء جناب علی بن الحسین سلام الله علیه همراه عمه بزرگوارش حضرت زینب (س) بزرگترین پیام رسانان کربلا شدند و پیام خونین کربلا را شهر به شهر بردند و مردم تحت ستم و غافل را بیدار کردند و موجبات نابودی سلطه بنی امیه را فراهم آوردند و رسوایی و نفرت را نصیب یزیدیان کردند. جناب امام سجاد (س) بعد از این حادثه حدود 35 سال زنده ماندند و به ارشاد و تعلیم مردم و به تربیت شاگردان ارزشمند پرداختند و بالأخره به فوز عظیم شهادت نایل آمدند.
منبع : پایگاه حوزه4074، 4074
*مقدمه
شیعیان پس از واقعه دردناک عاشورا بدترین روزها را می گذراندند، عاشورا اولین روز از غمبارترین روز های پیروان صدیق رسول الله(ص) بود و بعد از واقعه عاشورا وضعیت شیعیان بدتر شد ؛ بعد از شهادت، امام حسین (علیه السلام) میان مسلمانان چند دستگی بوجود آمد و فاجعه بعد از فاجعه، جامعه اسلامی را تهدید کرد و هر یک از سران حکومتی قیام کردند، حتی ابن زیاد و عبد الله بن زبیر هم داعیه خلافت داشتند و کسانی که در روی زمین منفورترین و مبغوض ترین چهره ها بودند، به خلافت طمع نمودند و خواستند متولی دین اسلام و مسلمانان شوند و از سوی دیگر خوارج هم در آن ایام به جولان پرداختند و هر کسی از ایشان چند نفر را دور خودش جمع و آشوبی به پا می کرد ؛ خلاصه بعد از عاشورا اوضاع، خیلی آشفته شده بود ؛ از طرفی حزب توابین به فرماندهی سلیمان بن صرد خزاعی و از طرف دیگر مختار ثقفی قیام نمود.
* فعالیت های سیاسی و تبلیغی امام سجاد(ع) بعد از واقعه عاشورا
جامعه مسلمین در آن روزگار دچار حرج و مرج شده بود و شهادت 18 انسان برگزیده از بنی هاشم هرج و مرج بزرگی در بلاد مسلمین ایجاد کرده بود، حتی اصول اولیه انسانی هم فراموش شده بود. از آنجایی که فرزند رسول الله(ص) کشته شده بود، دیگر جایی برای این حرفها نمی ماند؛ سلیمان صرد خزاعی 92 ساله و از صحابه پیامبر(ص) و اصحاب امیر المومنین (علیه السلام) ؛ عده ای از اصحاب علی (علیه السلام) و شیعیان را به دور خود جمع کرد و به صورت بسیار تکان دهنده ای سر مزار امام حسین(ع) رفتند و گریه و زاری نمودند و بعد از آن مطالب، سلیمان و یارانش به قصد شهادت به لشکریان یزید و ابن زیاد حمله کردند و زمانی که به سلیمان می گفتند: حکومتی تشکیل بده ؛ می گفت : ما به دنبال دنیا نیستیم و نمی خواهیم بعد از امام حسین (علیه السلام) زنده بمانیم.
اوضاع بسیار وخیم تر و بدتر از عاشورا شده بود؛ و در این بین انصافا امام سجاد (علیه السلام) با درایت کامل جامعه شیعی را هدایت کردند.
ادامه مطلب
* جانباز عاشورا
من خجالت می کشم بعضی حرفها را بزنم، یکی از مداحان می گفت : امام سجاد(ع) مریض بود و مریضی او هم مسری بود در حالی که اگر تحقیق بشود می بینیم اینگونه نیست، یکی از اساتید به نام استاد جلالی کتابی نوشته با عنوان «جهاد الامام سجاد (علیه السلام) » که الحمدلله به فارسی هم ترجمه شده است، از دو مدرک نقل می کند، یکی از رساله ای است از قرن دوم با عنوان « تسمیة من قتل مع الحسین (علیه السلام) » و یکی هم از مناقب ابن شهر آشوب که نقل می کند امام سجاد (علیه السلام) روز عاشورا به میدان جهاد رفتند و وقتی زخمی شدند و در اثر خونریزی، ضعف بر آن حضرت غلبه پیدا کرد و در خیمه بستری شدند، امام حسین (علیه السلام) تعمد داشتند که نسل پیامبر(ص) قطع نشود، باید کسی زنده می ماند تا عاشورا را بعد از عاشورا به درستی روایت کند و در مقابل کفار باید کسی می ماند تا راه امام(ع) را ادامه می داد، دشمنان نه تنها می خواستند امام حسین(ع) را بکشند بلکه هدف اصلی آنها شخصیت امام حسین (ع) بود و اگر بخواهیم با عبارت دقیق، تعبیر کنیم باید امام سجاد(ع) را جانباز معصوم روز عاشورا نامید نه بیمار افتاده روز عاشورا.
* زینب و رسالت عاشورایی
حضرت زینب (س) تلاش فراوانی نمود و گام های او بعد از عاشورا گام های بلندی در راه احیای اندیشه های امام حسین(ع) بود، می شود گفت، گام به گام با امام سجاد(ع) و پشت سر ایشان حرکت کردند تا اسلام را به امام باقر(ع) و امام صادق(ع) رساندند و با شاگردان ایشان، اسلام نهادینه شد تا به دست ما رسید و حاصل زحمات انبیا گذشته را هم امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) نجات دادند، امام سجاد(ع) تنها وارث امام حسین(ع) نبود، زیرا خود امام حسین(ع) وارث همه انبیا الهی است، همانطوری که در زیارت وارث نیز بر این امر تأکید شده است، ما معتقدیم روز عاشورا نزاع، نزاع انسانیت و جاهلیت بود یزید و یزیدیان نمادی از توحش و جاهلیت بودند.
حضرت زینب(س) در واقعه عاشورا و حوادث بعد از آن به صورت طبیعی، عاطفی، عقلایی موضع گیری کرد و با تمام وجود از دستاوردهای عاشورا دفاع کرد.
وقتی یزید در مجلس به جلاد می گوید گردن امام سجاد(ع) را بزن، آن حضرت با تمام وجود پاسخ می دهد که « أَ بِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِی یَا ابْنَ زِیَادٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنَا عَادَةٌ وَ کَرَامَتَنَا الشَّهَادَة» [4] ما را به قتل تهدید می کنی و نمی دانی که کشته شدن عادت ماست و شهادت کرامت است ، بعد از عاشورا یزید محکوم بود و جنایتکاران سعی می کردند جنایت را بعهده دیگری بیندازند ، یزید به گردن ابن زیاد می انداخت و ابن زیاد به گردن عمر سعد و.... جوّ طوری بود که یزید نمی توانست کاری بکند.
ادامه مطلب
وداع با پدر در روز عاشورا
چونکه حضرت علی بن الحسین علیه السلام به پدر نگریست خواست به پا خیزد، ولی به خاطر شدت مرض نتوانست و لذا به عمه اش فرمود: «من را به سینه خود تکیه بده چرا که این پسر رسول خداست که می آید، از این رو حضرت زینب پشت سر ایشان نشست و او را به سینه گرفت و حضرت حسین علیه السلام شروع کرد به پرسیدن احوال او و ایشان مرتب حمد خداوند را به جای می آورد، پس عرض کرد: پدرجان امروز با این منافقین چه کردی؟ »
حضرت حسین علیه السلام فرمود: ای پسرم، شیطان بر آنان مسلط شد،آنان خدا فراموش نمودند و آتش جنگ بین ما و ایشان که خدا لعنتشان کند شعله ور شد، تا اینکه زمین از خون ما و ایشان لبریز گردید.
ادامه مطلب
شخصيت معنوى امام سجاد - عليه السلام
امام سجاد (ع ) در محراب عبادت و معنويت
امام سجاد، زين العابدين (ع )، پيشوايان متقين ، در عصرى كه سفاكان و دين گزان ، محراب را با خون اولياى خدا گلگون مى ساختند و حقگويان برخاسته از محراب را به جرم سر فرود نياوردن در برابر غير خدا، مورد سخت ترين آزارها و نارواترين دشنامها قرار مى دادند و ماءذنه اى هدايت و مناره هاى دين را ناجوانمردانه به خون تكبير گويان عزت و ديندارى مى آغشتند، آرى در چنين عصرى از محراب ، ماءذانه رفيع ، رفيعتر از همه برجها ساخته بود نجواهاى پنهانش را رساتر از هر فرياد به گوش غفلت زدگان و راه گم كردگان زمانش و نيز فرزندان آينده اسلام برساند.
على بن الحسين (ع ) چنان در اين ميدان مى كوشيد كه وقتى فاطمه ، دختر امير المؤمنين (ع ) آن تلاش طاقت فرسا و آن عبادت بى وقفه را در فرزند برادرش ، مشاهده كرد، بر سلامتى او بيمناك شد و از جابرين عبدالله يارى خواست تا شايد امام سجاد را از آن همه زحمت و مرارت كه در مسير عبادت به خويش روا مى داشت باز دارد.
به جابر گفت : تو مى دانى كه ما خاندان رسول خدا، حقوقى بر شما داريم ، از آن جمله اين است كه اگر خطرى ما را تهديد كند، شما بايد به يارى ما بشتابيد. اينك فرزند برادرم از كثرت عبادت خويش را در معرض خطر قرار داده است از او ديدار كن و از وى بخواه تا قدرى به استراحت نيز بينديشد. جابر به حضرت امام سجاد (ع ) رسيد، حضرت را در حال عبادت يافت در حالى كه بدان آن گرامى بشدت ضعيف شده بود. جابر نگرانى عمه آن بزرگوار را به ايشان ياد آورى كرد و گفت : اى فرزند رسول خدا!مگر نه اين است كه خداوند بهشت را براى شما و دوستان شما قرار داده جهنم را براى دشمنان شما؟ پس تحمل اين همه رنج در مسير عبادت براى چيست ؟
امام سجاد (ع ) فرمود:
اى جابر تو از اصحاب رسول خدايى و مى دانى كه جدم رسول خدا با اين كه مورد غفران عام و همه جانبه خدا بود و آيه ليغفر لك الله ما تقدم من ذنبك و ما تاءخر به وى اطمينان هميشگى مى داد، اما باز هم آن عزيز چنان خداى را عبادت مى كرد كه قدمهايش متورم مى شد و چون علت آن همه سعى در عبادت را از وى مى پرسيدند مى فرمود: افلا اكون عبدا شكورا يعنى ؛ آيا من نبايد در برابر خداوند بنده اى شكرگزار باشم !
امام صادق (ع ) در توصيف عبادتهاى امير المؤمنين (ع ) مى فرمود: در امت اسلامى هيچ كس نتوانست همانند رسول خدا به عبادت اهتمام ورزد جز على بن ابى طالب (ع ). او چنان عبادت مى كرد كه گويى بهشت و دوزخ را مى بيند..
آنگاه فرمود: درميان اهل بيت امير المؤمنين شبيه تر از همه به او زين العابدين (ع ) مى باشد چه اين كه در راستاى عبادت چنان پيش تاخت كه فرزندش امام باقر (ع ) در او خيره شد، اثر عبادت را در چهره اش آشكار يافت و از مشاهده حال پدر گريست
امام سجاد كه علت گريستن فرزند را دريافته بود فرمود: آن نامه و صحيفه اى كه عبادتهاى على (ع ) در آن ثبت شده بياور!
ادامه مطلب
آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت1
مقدمه
واقعة حماسي عاشورا براي همه بشريت، پيامها و آموزههاي سازنده و زندگيسازدارد. مبارزان، جوانمردان، دانشوران، سياست مداران، همه و همه از گفتار و رفتار امامحسين (ع ) الگو گرفتهاند. اما در اين ميان تعاليم اخلاقيِ آن امام شهيد و يژگيهايبرجستهاي دارد كه براي هر انساني سازنده و درسآموز است.
ريشههاي اين رفتارها و منشهاي اخلاقي، عقايد ژرف و عميقي بود كه به خدا وقيامت داشت. او با شناختي عميق از خويش و هستي و پي بردن به نقشِ انسان درهستي به تربيتي شگرف آراسته شد. محيط تربيتي آن امام بزرگ نيز به گونهاي بود كهخمير ماية ذاتي او را، كه آميخته با نور و پاكي بود، به سوي بي نهايت پرواز ميداد.
در اين مقالة مختصر، به اجمال پيامهاي اخلاقيِ عاشورا را مرور ميكنيم.
در ابتدا اشارهاي كوتاه به انگيزه و قيام امام حسين (ع) داريم.
انگيزه قيام امام حسين (ع)
به طور مسلم، در حركتها و نهضتها، انگيزه و هدف لازم و ضروري است، چونهر عاقلي در افعال ارادي خود، ابتدا غرض و هدف را در نظر ميگيرد، و گرنه عبث و لغوخواهد بود. اما هدف و انگيزة مردم در مبارزات مختلف است؛ گاهي مبارزه براي رسيدن به مقام است و گاهي، براي زياد كردن آب، خاك، مال وثروت است.
ولي در مبارزههاي اولياي خدا، جز خدا و رضايت و نصرت الهي چيز ديگري تصورنخواهد شد. بنابراين، تنها هدف و انگيزهاي كه ميتوان در مبارزات ائمه هدي : بالاخص ابا عبدالله الحسين (ع) تصور كرد، همانا ترويج دين و نصرت خدا و گسترشعدالت و بر چيدن ظلم و فساد است.
همين تقدس هدف، يكي از عوامل بقا و تداوم عظمت آن نهضت و مبارزه است،لكن حفظ آن، به مقتضاي عصر و زمان مختلف ميباشد. امام خميني ؛ ميگويد: «چونما به تاريخ نگاه ميكنيم، تحولاتي كه پيدا شده است در اسلام و مسلمين، هر جا كه قوتايمان در كار بود و مردم و مسلمين به قوت ايمان حركت ميكردند نصر با آنها همراه بودهاست، و هر وقتي براي رسيدن به مال و آمال دنيايي بوده، نصر و پيروزي به طور كلي يا بهصورت مدوام از آنها فرار ميكرده است».
امام حسين (ع) فلسفة قيام و نهضت خود را چنين بيان ميفرمايد: «قيام من بهخواهش هواي نفس و دنياطلبي نيست، بلكه براي احياي سيرة رسول الله (ص) و عليّمرتضي (ع) است و ميخواهم امر به معروف و نهي از منكر را زنده كنم.
ادامه مطلب
آيات راجع به وفاي عهد
قرآن كريم موضوع وفاي به عهد را از علايم و صفات مردم با ايمان قرار داده استو ميفرمايد:
( قد افلح المومنون * الذينهم في صلوتهم خاشعون * والذينهم لا ماناتهم وعهدهم راعون ) ؛
همانا مردم با ايمان رستگار شدند، آنان كه در نماز خود خاضع و خاشعاند و نسبتبه امانتها و عهد و پيمان خود وفا دارند.
و در آيه ديگر ميفرمايد:
( و اوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا ) ؛ به عهد و پيمان وفادار باشيد و بدانيد كهاين امر در نزد خداوند بازخواست ميشود.
امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع) ميفرمايد:
«لادين لمن لاعهد له»
از اين آيات و روايات استفاده ميشود كه در اسلام وفاي به عهد از وظايف حتميهر فرد مسلمان است.
2 ـ سخاوت
دومين درسي كه از نهضت عاشورا ميتوان گرفت درس جود و سخاوت است.امامحسين (ع) مرد با جود و كرم بود. آن حضرت در برخورد اول، آقايي و كرمش را نشان داد.
شيخ مفيد ميگويد:
ادامه مطلب
آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت 2
آيات راجع به وفاي عهد
قرآن كريم موضوع وفاي به عهد را از علايم و صفات مردم با ايمان قرار داده استو ميفرمايد:
( قد افلح المومنون * الذينهم في صلوتهم خاشعون * والذينهم لا ماناتهم وعهدهم راعون ) ؛
همانا مردم با ايمان رستگار شدند، آنان كه در نماز خود خاضع و خاشعاند و نسبتبه امانتها و عهد و پيمان خود وفا دارند.
و در آيه ديگر ميفرمايد:
( و اوفوا بالعهد ان العهد كان مسئولا ) ؛ به عهد و پيمان وفادار باشيد و بدانيد كهاين امر در نزد خداوند بازخواست ميشود.
امام هفتم حضرت موسي بن جعفر (ع) ميفرمايد:
«لادين لمن لاعهد له»
از اين آيات و روايات استفاده ميشود كه در اسلام وفاي به عهد از وظايف حتميهر فرد مسلمان است.
2 ـ سخاوت
دومين درسي كه از نهضت عاشورا ميتوان گرفت درس جود و سخاوت است.امامحسين (ع) مرد با جود و كرم بود. آن حضرت در برخورد اول، آقايي و كرمش را نشان داد.
شيخ مفيد ميگويد:
ادامه مطلب
آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت 3
- استقامت و صبر
در لهوف آمده است: امام حسين (ع) هنگام حركت از مكه معظمه، در بين جمعيتايستاد و فرمود:
«الحمد لله و ماشاء الله و لا قوة الاّ بالله، و صلي الله علي رسوله خط الموت عليولد آدم مخط القلادة علي جيد الفتاة و ما اولهني الي اسلافي اشتياق يعقوب الييوسف وخيّر لي مصرع انا لا قيه كانّي باوصالي تقطعها عسلان الفلاة بين النواويس وكربلا، فيملأن مني اكراشا جوفا و اجربة سغبا لا محيص عن يوم خطّ بالقلم رضي اللهرضانا اهل البيت نصبر علي بلائه ويوّفينا اجور الصابرين لن تشذّ عن رسول الله لحمتهبل هي مجموعة له في حضيرة القدس تقربهم عينه و ينجزبهم وعده الا و من كان فيناباذلا مهجته موطنا علي لقاء الله نفسه فليرحل معنا فاني راحل مصبحاً ان شاء الله تعالي؛
سپاس از آن خداوند است آنچه را كه بخواهد انجام خواهد شد و هيچ قوه و نيروييجز به وسيلة خدا نيست، و درود خدا بر رسول او. مرگ بر همة انسانها لازم شده، همچونگردن بند بر گردن دختر جوان و چه بسيار مرا به ديدن گذشتگان خود مشتاق نموده، ماننداشتياق يعقوب به ديدار يوسف و براي من برگزيده شده زميني كه در آن كشته خواهم شدكه به آن خواهم رسيد؛ گويا ميبينم كه گرگهاي بيابان ميان نواويس و كربلا، اعضايبدنم را پاره پاره كرده تا كه شكمهاي گرسنة خود را سير نموده و انبانهاي خالي خود را پرنمايند. از روزي كه با قلم قدرت نوشته شده، مفرّي نيست. خشنودي خدا خشنودي مااهل بيت است. بر بلاي او شكيباييم و اوست كه بر صبرمان پاداش ميدهد، هرگز قرابتاز رسول خدا جدا نميشود، او كه به منزلة پود جامه به آن حضرت پيوسته است.
بلكه همه در بهشت در حضور او خواهند بود، زيرا آنها نور چشم پيامبر و وسيلةتحقق يافتن و عينيت پيدا كردن وعدههاي اويند. آگاه باشيد هر كه در راه ما آمادةجانبازي است و از شهادت و ملاقات خداوند خشنود است پس بايد كه با ما كوچ كند، چون- اگر خدا بخواهد - صبح فردا من كوچ خواهم كرد.»
استقامت در قرآن
در قرآن كريم امر به استقامت شده: ( فاستقم كما امرت ) ؛ استقامت كن همانگونه كه بدان مأموريت يافتهاي.
ادامه مطلب
آموزههاي اخلاقي قيام امام حسين (ع) قسمت 4
- علاقة به نماز و نيايش
طبري مينويسد: امام حسين (ع) از سپاه كوفه براي اداي نماز و دعا يك شب رامهلت خواست:
«قال الحسين ارجع اليهم و استمهلهم هذه العشية الي غد لعلّنا نصلي لربنا اللّيلةو ندعوه و نستغفره فهو يعلم اني احب الصلوة له و تلاوة كتابه و كثره الدعا و الاستغفار ؛بعد از مكالمة حضرت ابي الفضل (ع) با شمر در عصر تاسوعا و بازگو كردن جريان محضرمبارك برادر عزيزش حسين (ع) حضرت فرمود: به سوي آنها برگرد و امشب را تا صبحمهلت بگير، اميد آن كه ما براي خشنودي خدا امشب را نماز گزارده و او را بخوانيم و طلبآمرزش كنيم. به راستي كه من نماز براي خدا و تلاوت كتاب او و دعا و استغفار زياد رادوست دارم».
ابن اثير در كامل مينويسد:
ابو ثمامة صائدي چون جنگ روز عاشورا را شديد ديد، عرضه داشت: «يا اباعبداللهاحبّ ان لقي الله ربي و قد صليت هذه الصلوة فقال الحسين (ع) ذكرت الصلوة جعلك اللّ''''همن المصلين؛
سپس فرمود: «سلوهم ان يكفوا عنّا حتي نصلي ؛
ابوثمامه از امام حسين درخواست كرد و گفت: من دوست دارم پروردگارم را ملاقاتكنم، در حالي كه نماز ظهر را خوانده باشم. حضرت سر به آسمان برداشت و فرمود: نماز رايادآوري كردي، خداوند تو را از نماز گزاران قرار دهد. بله، الان وقت نماز است. از اين قومبخواهيد لحظهاي دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانيم».
در بعضي از مقاتل مينويسند: در شب، عاشوراييان «لهم دويّ كدوّي النحل» درذكر و مناجات خدا در زمزمه بودند.
عبادتهاي شب عاشوراي حسين و اصحاب گرامياش حرّ و عدهاي ديگر را بهسوي حق رهنمون كرد و در مسير راه نيز زهير و عدهاي را به جانب حق كشانيد. اينكشتي نجات تا پايان دنيا در حركت است، تا غرق شدگان بحر معاصي را از هلاكت ونابودي نجات دهد.
اگر امام در ظهر عاشورا به نماز و بر دوستيِ نماز و دعا سفارش ميكند، به اينجهت است كه مردم را عاشق دستورهاي الهي كند و اهميت احكام الهي را به آنها عملاًگوش زد نمايد تا مردم از قافلة سعادت باز نمانند. با اين كه دو تن از ياران باوفايش هدفتيرهاي دشمن قرار داشتند ميخورد، ميفرمايد:
«يا زهير و يا سعيد بن عبدالله «تقدما امامي حتي اصلي الظهر؛ شما جلوي منبايستيد تا من نماز ظهر را بخوانم».
از ابن عباس نقل است كه به اميرالمومنين گفتم: حالا وقتِ شدت جنگ به نمازميايستي؟! در جواب فرمود: جنگ ما براي احياي نماز است.
نماز در احاديث ائمه : ستون دين معرفي شده؛ يعني نداشتن نماز مساوي بانداشتن اصل دين است.
امام صادق در آن حديث معروف ميفرمايد: به شفاعت ما اهل بيت نميرسدكسي كه به نماز استخفاف داشته باشد. امام حسين در عمل اين مطلب را اثبات نمود، اگرهنگام گرفتاري و خطر، ترك نماز مجاز بود، امام (ع) نماز را ترك ميكرد.
ادامه مطلب